خبرگزاری حوزه | پرسش این است که: در جامعه چه کسانی عاملیت دارند و چه کسانی در برابر نیروهای ویرانگری که بنا بود کشور را نابود کنند، ایستادگی کردهاند؟
پاسخ یافتن این پرسش دشوار نیست. کافی است شبها به حاشیهی محل تجمعها و ردیف خودروهای پارکشده نگاه کنیم یا با مردم گفتوگو کنیم. بسیاری از کسانی که حضور دارند، افرادیاند که کسبوکارشان به دلیل جنگ تعطیل شده است. اما شبها بیهیچ چشمداشتی حاضر میشوند؛ همان نیروی کاری که در همهی معادلات اجتماعی و سیاسی گذشته نادیده گرفته شده و بهطور سیستماتیک حذف شده بود.
چه چیزی موجب شده این نیرو در موقعیت فرودست قرار گیرد و در مقابل، گروهی از نخبگانِ یقهسفید بهعنوان مدیران و افراد مورد اعتماد نظام سیاسی شناخته شوند؟ و اکنون، انبوه آن نخبگان کجا هستند؟
در زمان توزیع قدرت، برخی گروهها همیشه در صف اول قرار دارند؛ اما امروز، در لحظهای که سخن از حفظ جامعه و دفاع از آن است، حضور آنها دیده نمیشود.
مسئلهی اصلی این است که نیروی اجتماعیای که این روزها در حال حفاظت از ایران است و نقش ستون فقرات جامعه را ایفا میکند، نباید اجازه دهد پس از پایان جنگ، همان نظم مخرب و نیروهای بهرهمند از آن که تا دیماه همچنان در موقعیت سیاستگذاری قرار داشتند بازگردند و وضعیت پیشین را تداوم بخشند.
یکی از ریشههای طرح مسئلهی «آتشبس» از همان روزهای آغازین جنگ نیز به همین موضوع بازمیگردد. در هفتهی نخست، در حالی که هیچ زمینه یا ارادهی واقعیِ طرفین درگیری برای آتشبس وجود نداشت، برخی بر پایان فوری جنگ تأکید میکردند. یکی از دلایل این پافشاری آن است که نیروهای منتفع و فرادستِ نظم سابق، مایل نیستند ساختار پیشین دچار تغییر شود. آنان در پی حفظ جایگاه فرادست خود هستند و این خواست را با عنوان «آتشبس» یا «پایان جنگ» بیان میکنند.
حجتالاسلام مجتبی نامخواه
برای شنیدن کامل صوت اینجا کلیک کنید.










نظر شما